جستجو

تبلیغات



digari!

    عشق با ما کردی اما زندگی با دیگری 

    تا به حالا نوبت ما بود و حالا دیگری

    گفته بودی که مرا وقت سفر باید شناخت

    عاقبت بار سفر بستی ولی با دیگری

    هر نگاهت صد غزل در دفترم آواره کرد

    با که حالا سر بگیرند این غزل ها؟دیگری؟

    رسم دنیا بر همین بوده که عمری باغبان

    پای گل می بارد و می چیند آن را دیگری

    من که نفرینت نکردم روزی اما

    میدهد پاسخ  کار تو را حالا خدا   یا   دیگری !


    این مطلب تا کنون 40 بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ شنبه 9 ارديبهشت 1391
    منبع
    برچسب ها : حالا ,
    digari!

تبلیغات


    تبلیغات شما در این قسمت

پربازدیدترین مطالب

آمار امروز جمعه 4 فروردين 1396

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر